تبليغاتX
آساره

آساره
فرهنگی -ادبی

دخترک به جلو زل زده بود من هم گه گاهی مسیر نگاهش را تعقیب می کردم تااز کارش سر در بیاوردم آن طرف تر دو سه  پسر ایستاده بودند چندزن هم در حال گفتگو دیده می شدند نمی تونه به اونا نگاه کنه مگه نمیشه شاید اون کوچولو چشش رو گرفته اصلاٌ به من چه به چی نگاه می کنه ؟
ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 11:24 توسط هوشنگ پرتو |

تمامی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد
طراحی شده توسط یاس تم

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


آرشیو مطالب

موضوعات

آخرین پست های وبلاگ

امروز تولد پسر نامادری ام بود
تا باورم کند ستاره
روزگار من
مینا بنوش
جرعه آبی نثار گلی

سیقه سیلی
تا ....
برای سکوت
من نه از من

پیوند ها

امکانات

www.shereno.com www.shereno.com
Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig

آساره

آساره
فرهنگی -ادبی

آرشیو

تمامی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد
طراحی شده توسط یاس تم

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده