چيزى گفته ام
پاهاي لنگ وقامت تکيده
دستهاي لرزان وگيسهاي بريده
اينها کلماتي است که فقط نوشته ام
جواب نمي گويم به هر سوال پرسيده
هيچگاه مسئول گردش جهان نبوده ام
يا ثبت تولد کودکي نورسيده
به مادرم گفتم سهم ما از بودن چيست؟
گفت همين که از کميته امداد رسيده
خواهرم خنديد يواشکي گفتم
نخند نمي داني حرام گرديده؟
مي روم تا قدم بزنم در باغ
فکري نمي کنم به هر سوال پرسيده