|
|
|
کاش آن لحظه فقط اومی شدیم
یک نظر در دیده او می شدیم
کاش آن ساعت که می گفتیم برو
چشمها را شسته واومی شدیم ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته
شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
ساعت 20:5 توسط هوشنگ پرتو
|
|
|
|
|
|
خاک،کوچه ،جدول ،خیابانهای زرد
ظهر ،نان خشک، سفره،چای های سرد
حرف ،گفتگو، امتداد ثانیه ها، عبور
چشم ،کودکان، بی بهانه گریه های درد
زنگ ، انتظار،حرف تلخ همسایه
پدر ،گمشده در بی نام نامهای مرد
چرا؟بی جواب ترین زمزمه سارا
اگر، همنوای ،دختران وخواهران درد
ساعت ، انتظار،صبح وشام ،بازگشت
پسر،مرگ ،رازشوم سکه های سرد
من ،نگاه ،تصویر ،تکانهای حافظه
صفحه ، قلم ،جنس تلخ واژه های نرد
ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته
شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
ساعت 15:59 توسط هوشنگ پرتو
|
|
|
|
|
|
باز هم روزکارگر آمد
به یادروزکارگر که می افتم نا خود آگاه گورستان شهر در نظرم مجسم می شود اینجا عزیز خوابیده! چی شد؟ معدن برق فشار قوی.... و آنجا علیرضا خوابیده چی شد آوار معدن اینجا..... ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته
شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
ساعت 19:34 توسط هوشنگ پرتو
|
|
|
|
|
|
سر وه مخار پشت وه بیشه برده ویر هونمو
چشه بسته پوشیه ری کردشه آخر زمو
ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته
شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
ساعت 18:56 توسط هوشنگ پرتو
|
|
|