|
مَينا بِنَوش[1] سروده : رهدار
برای گلوی دردآشنای ایل بهنمن علاءالدین
مَينا بِنَوش ترانه ها !
گُمشده ترين کُلوته[2] ي خود را
در خورجين شب جستجو کن
که کِل[3] هاي ناز دختران اين قوم
و گاله[4] هاي بُرزو ترين جوانانش
بي هُمُدُرُنگِ[5] هر تَش و تُنگي[6]
هرگز به زيباترين چشم دلبرکان چهارلَنگ
در خروسخواني مهتابي،آب نخواهد پاشيد
و کبک تاراز[7] آواز خود را
در بُغضِ گريزاني
توام با گاگريوه[8] هاي ناسرده اي
به کُهشور[9] اندوهان داده است.
مَينا بِنَوش ترانه ها
آنگاه که نور ماه
در پاگشون[10] نيمدري
سايه ي تو را نشان مي داد
از تو صد کتاب مقدس عشق
که به خط عشق ، سرخط کرده بود
به زيارتگاه پيرِمال آوردند
تا زين پس عاشقان کوهستان
به کتاب مقدس عشق سوگند بي گناهي ياد کنند
آه ! اي گُل نازار من
در بي آستاره ترين شبهاي اين مال[11]
مَهِ شَوگار[12] را
در کدامين آسمان اين ولايت جستجو کنم ؟
[1] - مَی نا بِنَوش : کسی که روسری بنفش بسر دارد. مخاطب سروده ای ازترانه های استاد : عزیزُم مینابِنَوش دسمالت هف رنگ/ چی تیات پیدا ندا به ایل چارلنگ .
[2] - کُلوته kolote : روسري سياه زنان بختیاری که هنگام سوگواری بسر می بندند
[3] - کِل kel : هلهله و آوایی پیوسته که زنان در شادیانه ها سر می دهند .
[4] - گاله gale: فریاد شادی که مردان با حرکت دست برخروج صدا از دهان ، صدا را مسلسل می کنند .
[5] هُمُدُرُگ hodorong: هم صحبتی برای تنهایی ها .
[6] - تَش تُنگ tash-e –tong : آتش چوب تنه درختی که در گرمابخشی و روشنایی نشستی استفاده شود .
[7] - تاراز taraaz : کوهی در منطقه بازوفت bazoft بختیاری که دارای کبکی متفاوت از دیگر مناطق است ونامی برای پسران .
[8] - گاگریو gageriv : آواز مرثیه لر بختیاری .
[9] - کُهشور kohshor : آبرفت کوهستان پس از هر بارانی .
[11] - مال : آبادی – محل برافراشتن یک یا چند سیاه چادر .
[12] - مَهِ شَوگار : ماه شبها ادامه مطلب |